۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

مهمان دل

من به امید نشسته ام.
میدانم که باز خواهد آمد و چشمان خسته ام را آرامش خواهد داد.
من به امید نشسته ام که گمشده ام روزی خواهد آمد و باران نصیبش بررخ من خواهد افتاد و
این چمن زار را باران خوبیهای او خواهد بود
اما! نمیدانم کی؟ کی خواهد امد و باز خواهد گشت
بیا! 
بیا آشنای خوب من! قدومت سبز باد من تمنای قدوم سبزتو دارم تا...
تا با قدوم سبز تو سبزتر شوم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر